حلول ماه مبارك رمضان ، ماه ميهماني خدا ، ماه معنويت و بندگي و تقارن آن با هفته دفاع مقدس ، ياد آور حماسه سازيهاي فرزندان خميني (ره) اين شيران بيشه توحيد بر تمامي ايرانيان مبارك باد .
در اين ماه عزيز شهدا را از ياد نبريم.
در دعاها و را ز و نياز هايتان ما را فراموش نكنيد .
التماس دعا
يا علي
اين هم خاطره اي از سرداران شهيد شعبانعلي عفيفه و نجفعلي مفيد:
(توضيح : خاطره به نقل از چند راوي است و جهت ملموس تر شدن آن از زبان يك نفر نقل شده است.)
سال 63 مجروح شد و يكي از دست هاي خود را از دست داد. يكي از بچه ها را ديدم و او ماجرا را برام گفت و گفت : بيا بريم پيشش.
مرخصي گرفتيم و بعد از پرس و جو شعبان رو تو اصفهان پيدا كرديم. روحيه ش خيلي عالي بود.
سال 66 قبل از كربلاي 8 خيلي از خودش تعريف مي كرد كه من اين كار رو كردم ، اون كار رو كردم و … يكي از بچه ها بلند شد و گفت : داره ريا مي شه . شعبان جواب داد : نه ! اين ريا نيست . حضرت علي(ع) هم زماني از خودش تعريف مي كرد. اين را مي گويم كه بفهميد چه كرديم و چه نكرديم.
همون كربلاي 8 بود كه شهيد مفيد رو كرد به شعبان و گفت : اين اولين و آخرين عملياتي هست كه من و تو با هم هستيم.
در موقع بازگشت يك گلوله كاتيوشا به ماشينشون خورد و ماشين منفجر شد.
جسد ها و مجروح ها رو جمع كرديم و فرستاديم عقب .ديديم نجف بين شهدا نيست ! از اونجايي كه قبل از حركت نجف رو تو همين ماشين ديده بودم ، شروع كردم به جستجو. ديدم چند متر اونطرف تر يه نوري پيداست . رفتم ديدم نجف هم اونجاست.
